فرصت آربیتراژی در واژه نامه ی اقتصاد به این صورت تعریف شده: «فرصتی واسه خرید یک دارایی به قیمتی ارزون و بی معطلی فروختن اون به قیمتی بالاتر در بازاری دیگر». مثلا اگه فردی کالایی رو ۵ هزار تومن بخرد و اونو در بازار دیگری به قیمت ۲۰ هزار تومن بفروشه و واسه کاری که انجام داده ۱۵ هزار تومن به دست بیاره، به این کار آربیتراژ گفته می شه و ۱۵ هزار تومن به دست اومده، سود آربیتراژ به حساب میره.

آربیتراژ یک کالا در دو بازار

فرض کنین که شرکت خرده فروشی والمارت نسخه دی اون دی گردآورنده ی اصلیِ بازی «ارباب حلقه ها» رو به قیمت ۴۰ دلار می فروشه ولی فردی می دونه که ۲۰ نسخه آخر این دی اون دیا در سایت eBay به قیمت ۵۵ تا ۱۰۰ دلار فروخته شدن. پس این فرد می تونه چند دی اون دی رو از والمارت بخرد و بعد اونا رو در eBay با سودی بین ۱۵ تا ۶۰ دلار واسه هر دی اون دی به فروش برسونه.

ولی بعید به نظر می رسه که این فرد بتونه واسه یه مدت طولانی این روش رو ادامه بده، چون به احتمال زیاد یکی از این ۳ حالت رخ میده: ۱) نسخه های اصل دی اون دی والمارت به پایان می رسه، ۲) والمارت قیمت نسخه های باقی مونده رو بالا می بره، چون با افزایش خواسته واسه این محصول روبه رو می شه یا ۳) قیمت این دی اون دیا در بازار eBay کاهش پیدا می کنه چون عرضه اونا در سایت eBay به سرعت زیاد شده.

این نوع آربیتراژ در eBay بسیار رایجه و خیلی از فروشندگان به بازارهای فروش اجناس ارزون و دست دوم و حراجیای اجناس مستعمل و کهنه می رن و به جست و جوی وسایل باارزشی می پرازن که فروشنده ارزش واقعی اون وسایل رو نمی دونه و اونا رو با قیمت بسیار پایینی می فروشه. ولی این کار لازمه هزینه فرصت هاییه، مثل زمانی که باید واسه پیدا کردن کالاهایی که به قیمتی کمتر از ارزش واقعی شون فروخته می شن صرف کنیم، تحقیقایی که باید در مورد قیمتای رقابتی بازار بکنیم و وجود این خطر که پس از خرید کالا ارزش اون کاهش پیدا کنه.

آربیتراژ دو یا چند کالا در یک بازار

در نوع دوم آربیتراژ، فرد آربیتراژکننده چند کالا رو در یک بازار معامله می کنه و در بیشتر موارد این نوع آربیتراژ شامل انجام مبادلات ارزیه. مثلا، میزان تبدیل ارز دینار الجزایر به لِوای بلغارستان رو ۲ فرض کنین.

یک سرمایه گذار می تونه ۵ دینار الجزایری رو با ۱۰ لِوای بلغاری مبادله کنه. اون بعد می تونه این ۱۰ لوای بلغاری رو دوباره با دینار الجزایری مبادله کنه. اون با دادن ۱۰ لوا، ۶ دینار دریافت می کنه. حالا تعداد دینارهای الجزایری اون یکی بیشتر از مقداریه که قبلا داشته. (با توجه به اینکه میزان خرید و فروش ارز معمولا کمی فرق داره)

ولی نتیجه این نوع مبادلات به زیان اقتصاد محلیِ جاییه که مبادله در اون انجام می شه، چون تعداد دینارهایی که این فرد دریافت می کنه با تعداد لواهای مبادله شده در این سیستم نامتناسبه.

کلا زمانی که با چند ارز روبه رو باشیم، آربیتراژ سخت تر از مثال بالا هستش. فرض کنین که میزان تبدیل دینار الجزایر به لوای بلغارستان ۲ باشه و میزان تبدیل لوای بلغارستان به پزوی شیلی هم ۳ باشه. واسه به دست آوردن میزان تبدیل ارز الجزایری به شیلیایی کافیه که این دو میزان تبدیل ارز رو در همدیگه ضرب کنیم. به این ویژگی میزانا، انتقال پذیری (transitivity) گفته می شه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   هدیه دستگاه تصفیه هوا به یک ریه قربونی

آربیتراژ در بازارهای مالی

شکلای مختلف مختلفی از فرصتای آربیتراژی در بازارهای مالی هست ولی بیشتر این فرصتا به خاطر این ایجاد می شه که راه های زیادی واسه معامله کردن یک دارایی هست و داراییای متفاوت بسیاری هم تحت تأثیر عوامل یه جوری قرار میگیره، ولی این تأثیر در درجه اول از راه سهام اختیاری (options)، اوراق قرضه ی قابل تبدیل (convertible bonds) و شاخصای سهام ایجاد می شه.

حق خرید سهام (call option)، به معنی حقِ (ولی نه تعهدِ) خرید سهام به قیمت تعیین شده در سهام اختیاری (option) است و آربیتراژکننده می تونه در فرایندی که عموما با نام «آربیتراژ ارزش نسبی» (relative value arbitrage) شناخته می شه، به خرید و فروش بده. اگه فردی بخواد امتیاز خرید یا فروش سهام به بهای از پیش تعیین شده ای (stock option) رو واسه شرکت X بخرد و بعد اونو به قیمت بالاتری بفروشه، می تونیم این کار رو آربیتراژ در نظر بگیریم.

این فرد می تونه به جای استفاده از سهام اختیاری، با استفاده از اوراق قرضه ی قابل تبدیل هم نوع مشابهی از آربیتراژ رو بکنه. اوراق قرضه ی قابل تبدیل، اوراقیه که میشه اونو به سهام شرکت صادرکننده ی اون اوراق تبدیل کرد. به آربیتراژ انجام شده در این سطح، آربیتراژ قابل تبدیل (convertible arbitrage) گفته می شه.

واسه انجام آربیتراژ در بازار سهام، گروهی از داراییا هست که با نام صندوقای سرمایه گذاری طبق شاخص (Index Funds) شناخته می شه و سهامایی هستن که واسه تقلید کارکرد شاخص بازار سهام طراحی شدن. نمونه ای از این شاخصا، سهام صندوق قابل معامله Diamondه که کارکرد شاخص اقتصادیِ میانگین صنعتی داو جونز (Dow Jones Industrial Average) رو تقلید می کنه. بعضی وقتا قیمت سهام Diamond با ۳۰ سهامی که میانگین صنعتی داو جونز رو تشکیل دادن، برابر نیس؛ در این صورت آربیتراژکننده می تونه از راه خرید این ۳۰ سهام با نسبت مناسب و فروش سهام Diamond (یا برعکس) سود ببره. این نوع آربیتراژ بسیار پیچیدهه، چون باید خیلی از داراییای متفاوت رو بخرین. این نوع فرصت آربیتراژی معمولا مدت زیادی طول نمی کشه چون میلیونا سرمایه گذار به هر راه ممکن به دنبال فرصتی واسه کسب سود بیشتر از بازار هستن.

ضرورت پرهیز از آربیتراژ واسه رسیدن به ثبات در بازار

فرصتای آربیتراژ در همه جا هست: از جادوگران بازارهای مالی که مشتقات پیچیده سهام رو میفروشن تا افراد علاقه مند به جمع آوری بازیای ویدئویی که اونا رو در حراجیای اثاثیه ی مستعمل و دست دوم خریده ان و در eBay به فروش می رسانند.

ولی به دلیل هزینه های معامله، هزینه های مربوط به پیدا کردن فرصت آربیتراژ و تعداد افرادی که اونا هم به دنبال اون فرصت هستن، به دست آوردن فرصتای آربیتراژ سخته. به طورکلی سودهای آربیتراژ عمر کوتاهی دارن، چون خرید و فروش داراییا قیمت اونا رو به صورتی تغییر می ده که موجب از بین رفتنِ اون فرصت آربیتراژ می شه.

به نظر می رسه که هیچ یک از این موارد مانع هزاران هزار فردی که هر روز به دنبال فرصتای آربیتراژ هستن، نشده. ولی ما باید در برابر تمایل شدید رسیدن به سودهای سریعی که به قیمت ایجاد هزینه هایی واسه یک کالا یا حتی کشور تموم می شه مقاومت کنیم، چون این کار موجب بی ثبات شدن بازار می شه.

منبع : thoughtco

دسته‌ها: آموزشی